
شبی که باز هم بهانه به هم پیوستن و یکی شدن را به همراه دارد و ما را به اتحاد و یکرنگی و یکی شدن فرا میخواند!
اما آیا ما هنوز هم دنبال بهانه ای برای باهم بودن هستیم؟ آیا دلمان در اشتیاق دیدار وابسنگان و دوستانمان آن تب و تاب صادقانه سالهای قبل را دارد؟
آیا هنوز هم از با هم بودن و از مصاحبت یکدیگر بدون چشم داشت و توقعی لذت میبریم؟
آگر چنین تمنایی هنوز هم در دل ماست، اگر هنوز هم از دیدار وابستگان و نزدیکان و دوستانمان احساس شادی میکنیم پس هنوز زنده ایم و احساسات پاک انسانی در ما وجود دارد!
شاید زمانه غبار فراغت و دوری را در بین ما پراکنده باشد و شاید هم پایبندی به بعضی از موارد، ما را از دیدار ها محروم کرده باشد! ولی بهتر است قدری عمیقتر به آنچه مهمتر است بیندیشیم و از کنار مسائل بی اهمیت و یا کم اهمیت بگذریم!
این درست است که ما طبق سنت ایرانی بودن خود رسم به میهمان نوازی داریم و در شب یلدا ، اغلب ما عادت به شب نشینی و دور هم بودن و صحبت با یکدیگر در کنار صرف میوه و آجیل های رنگارنگ داریم! اما اگر به علت تورم وگرانی های سرسام آور، بودجه وتوان مالی لازم را برای خرید انار و هندوانه و انگور و پسته و…. نداریم، لا اقل میتوانیم با حد اقلی از این مجموعه و یا با مشارکت یکدیگر باز هم لذت با هم بودن را تجربه کنیم و از لحظات خوب با هم بودن خاطره ای خوش و ماندگار بسازیم و به یاد داشته باشیم که پایان هر ظلمت و تاریکی را روشنایی است ..!
شب یلدای شما مبارک باد!![]()


