روز ها ، روز های پر از حادثه هستند و ترفند های تازه! راستش باور کردن اینهمه بی احساسی و بیگانگی شاید حتی به تصور هم نگنجد.... نمیدانم که آیا شما هم چون من از آنچه میگذرد احساس نا امیدی و یاس به خود گرفته اید یا نه؟
به تیتر اخبار توجه فرمایید!
" اعترافات تكان دهنده زن جوان در تشريح جزئيات نحوه طراحي نقشه قتل همسرش با همدستي سه مرد،...." خبرگزاری ایسنا
" ردپاي دختر جوان در سرقت ميليوني"
جام جم
” دستگيري كلاهبرداران يكصد ميلياردريالي شبكه بانكي كشور”
کیهان
" سه قاچاقچي موادمخدر ديروز در قم به دار مجازات آويخته شدند "
جمهوري اسلامي
" جزئيات پرونده باندجعل اسنادوسرقت از مشتريان بانك ها "
خراسان
" 3 زن ؛ سرکرده باندهای فروش مواد مخدر صنعتی در تهران "
جامجم
" اعتراف جوان 18 ساله به قتل عمویش در جریان درگیری لفظی "
ایسنا
و...و......
در لابلای صفحات روز نامه ها ، خبرهای ناگوار قتل و جنایت و خیانت واعتیاد و فقر و کشتار و... و بی اعتمادی در میان افراد جامعه ، احساس بیگانگی و غربت و تنهایی و بیکسی را ، حتی در میان افراد خانواده به خوبی به تصویر میکشند و وحشت از سقوط انسانیت و بازگشت به سبعیت و درنده خویی را با تمامی قباحت و زشتی اش مصور میسازند.
تا آنجایی که پدران و مادران علیه فرزندان و زنان علیه شوهران ومردان علیه همسران خود از انجام هیچ جنایتی رو گردان نیستند و وابستگی ها حتی از نوع نسبی اش هم جلوگیر و مانع از تجاوز و تعدی آنها به یکدیگر نمیشود!ا
آیا اینها هیچ معنی و مفهوم خاصی را برای شما تعبیر و تفسیر نمیکنند؟!
آیا باز هم میشود آسوده خاطر از کنار اینهمه علائم و نشانه های واضح سقوط ارزش ها گذشت و برای احیای آن باز هم با خوش خیالی به خواب خرگوشی فرو رفت؟!
براستی چه چیزی باعث اینهمه سست شدن الق و وابستگی های عاطفی در میان مردم ما شده است و چگونه میشود راهی برای باز گشت اعتماد و وابستگی و همدردی را در میان ما پیدا کرد؟!


