تبليغاتX
زندگی و......

 

آنچه اینبار برای شما آورده ام قسمتی از خبریست که در روزنامه جام جم چاپ شده بود ... و مطمئنم که شما هم با خواندن چنین گزارش هایی با من هم عقیده خواهید شد که ...جامعه ما نیازمند برنامه ای فراگیر برای آموزش فرهنگی و تقویت اصول انسانی است و برای رسیدن به این هدف باید بطور جدی چاره اندیشی نمود!؟.... 

 

 

 سارق مسلحي که با سلاح قلابي از مردم سرقت مي کرد در دادسراي جنايي عنوان کرد، هنگام سرقت ، مالباختگان را آنقدر کتک مي زده تا اموالشان را حلال کنند!
در حکايتي خواندم ، وقتي پدري لحظات آخر عمرش را سپري مي کرد، از فرزند خود که يک سارق معروف بود، خواست تا براي او کفني با پول حلال تهيه کند، پسر که در مقابل التماس هاي پدر، تسليم شده بود، به او قول داد در اولين فرصت پارچه کفن حلال برايش تهيه کند. او پس از خروج از خانه ، در خرابه اي مردي را ديد که دستمالي به سر بسته بود، راه او را سد کرد و پس از سرقت دستار (دستمال) به ياد خواسته پدر افتاد که مي گفت بايد پارچه کفني او حلال باشد، پس به سوي صاحب دستار حمله ور شد و او را کتک زد و عنوان کرد تنها زماني از کتک زدن او صرف نظر خواهد کرد که دستار خود را حلال کند. مرد نگون بخت نيز از ترس جان چندين بار با صداي بلند کلمه «حلال ، حلال» را بر زبان جاري کرد. پسر سارق وقتي دستار را به خانه آورد، در کنار بستر پدر قرار گرفت و گفت: آسوده باش ، صاحب دستار را آنقدر کتک زدم که صداي حلال ، حلال او به آسمان هفتم مي رسيد!
اين حکايت بي شباهت به پرونده سارق مسلحي نيست که هنگام سرقت مالباختگان را کتک مي زد تا رضايت آنها را براي سرقت جلب کند...
به گزارش «جام جم» از چندي پيش چند فقره شکايت در شعبه هشتم بازپرسي دادسراي جنايي مطرح بود که نشان مي داد يک سارق مسلح پس از سوار شدن به خودروهاي مسافربر شخصي با پيشنهاد کرايه بالا، رانندگان را اغفال و سپس با ضرب و شتم ، اموالشان را سرقت مي کرد.

جمعه 25 آبان ماه 1386   23:12

گرفته شده از جام جم

http://www.jamejamonline.ir/shownews2.asp?n=223118&t=acc

 

+ نوشته شده توسط در و ساعت |

 

آنچه در این وبلاگ مورد بحث و گفتگو قرار میگیرد، قصه نیست تا نویسنده آنرا با  اراده و تصمیم خود به مسیر دلخواه هدایت کند! افسانه ای نیست که از دوردستها و مردمان بیگانه برای ما نقل شده باشد ،بلکه بازگو کردن دردیست که روز بروزابعاد بزرگتری یافته و  بر وخامت آن افزوده میشود.

شاید بشود با بسیج نیرو های انتظامی قاچاقچیان و دزدان و متجاوزین را دستگیر نمود و به تناسب درجه خلاف آنان را از محیط اجتماعی خارج، و درون زندان نگهداشت و یا به چوبه دار سپرد! اما این پایان کار نیست.

در هر اجتماعی  دولتمردان برای خلق و آفرینش محیط های خوب و سالم ، نیاز به آموزش را به طرق مختلف ، یک اصل می بینند و در ضمن داشتن نیرو های باز دارنده در کوتاه مدت، از آموزش و اصلاح و ترویج خصلت های خوب انسانی بهره میگیرند.

آنان به خوبی دریافته اند که برای پیشبرد مسائل اجتماعی نیاز مبرمی به جامعه شناسان خبره دارند.آنان می دانند که برای کاهش بزهکاری،فراهم ساختن محیط های کاری مناسب و آموزش و سرمایه گزاری در زمینه های مختلف وفراهم نمودن ابزار ووسایل آن از واجبات است.

اجتماعی که اغلب افراد آن در گرو هزینه های زندگی هرشب را به امید  ند یدن فردا چشم بر هم میگذارند و زنان و مردان آن به خاطر امرار معاش دست به هر کاری میزنند، به طور حتم هیچ نیرویی هرچند پر قدرت نمیتواند آنان را از خلاف باز دارد !....     

 

+ نوشته شده توسط در و ساعت |

Paragraph
آماربازدید کنندگان پاراگراف paragraph Image and video hosting by TinyPic پاراگراف

-

انتخاب موزیک