تبليغاتX
زندگی و......

آنچه من اینبار انتخاب نموده ام باز هم تاکیدیست بر راه جویی برای رهایی از بن بست های احتمالی ، همه ما مضطربیم و در اندیشه سلامت جامعه ای که در آن زندگی میکنیم !

 انکار و نادیده گرفتن درد،معنی رهایی از آن را نمیدهد و چون خوره ای تمامی تارو پود جامعه را درهم می پیچد! پس بیائید برای جامعه خود و دردها و آلام آن جستجو گر مرهمی باشیم که التیامی دائمی بدرد های عدیده ما بخشد و لبخند رضایت روی لبان ما تاییدی باشد بر تصمیم درست و به جای ما....

  متن زیرقسمتی است از گزارش خبرنگار مهر در کرج:

جانشین معاونت اجتماعی ناجا، سردار عبدی گفت: آمار قتل های خانوادگی در ایران رو به افزایش است و در صورت عدم اتخاذ راهکار مناسب، کشور با آسیب جدی روبرو می شود..

و درمورد  ناهنجاری های اجتماعی اظهار داشت: ایران با دو معضل اساسی در افزایش خشونت ها روبرو است و این دو معضل متوجه دو گروه از خانواده ها است به نحوی که اکثر فرزندان در خانواده های استبدادی که هیچ تعاملی با فرزندان ندارند و خانواده هایی که اعضای آن رها هستند و هیچ تعامل و مشارکتی با یکدیگر ندارند دچار بزه می شوند و بزه در درون خانواده توسط پلیس قابل کنترل است.

این مسئول افزود: تکنولوژی و فناوری با تاثیر بر ساختار اجتماع خود عامل افزایش بزه است و تغییر ساختار اجتماع در ایران هم به چشم می خورد به نحوی که طی سی سال گذشته رشد ورود به دانشگاه هزار درصد بوده است و در این میان قبولی زنان در دانشگاه از دوازده درصد به هفتاد درصد بوده است در حالی که طی این سال ها با توجه به فرهنگ پیشین نود درصد تجهیزات و امکانات برای حضور مردان در جامعه طراحی شده است.

وی خاطرنشان کرد: در زمان کنونی تمام ساختارهای اجتماع در حال تغییر است و علاوه بر آن نابسامانی و جرم هم در حال افزایش است گرچه هنوز نرخ جرم در ایران نسبت به کشورهای اروپایی پایین است اما برنامه ریزی ها باید به گونه ای طراحی شود که ایران در آینده دچار بحران موجود در کشورهای اروپایی نشود...

شما چی فکر میکنید؟.

 

+ نوشته شده توسط در و ساعت |

. ده تا از زنان در بند  به جرم قتل شوهرانشان، درپشت میله های زندان به روز حلق آویز شدنشان میاندیشند و شاید بسیاری از شبها را کابوس وحشتناک اعدام لحظه ای خواب را برایشان به آرزوی بزرگ تبد یل نموده است!اگر درمملکت ما هم قانونی برای حمایت از تمامی افراد و شهروندان ما به طور مساوی وجود میداشت، آِیا اکنون به جرم کشتن شوهرانشان در انتظار فرا رسیدن لحظه مرگ و نابودی خود دقیقه شماری میکردند و هر ساعت  از زندگیشان را با ترس  از مردن بارها میمردند و عذاب مردن را به تجربه میگرفتند؟!
همه شان مهربانند و آرام... و  خیلی صبور!! به نظر میایند؟!. زنانی با ازدواج های  اجباری، ازدواج در سنین سیزده تا پانزده سالگی،  ازدواج نه به رضایت خود بلکه به رضایت پدرشان! یکی از آنها ، با سیلی های پدرش به اجبار به همسری مردی درآمده که چهل و سه  سال از او بزرگ تربود، و آن یکی هم که هنوزبا گذشت سه سال پس از قتل همسرش، در خواب، کابوس مرگ او را می بیند و دل نگران آینده ی تنها دخترش است که به بهزیستی سپرده شده است!
 قوانین تبعیض آمیز، زنان قاتل ... اغلب آنها زیر چهل سال دارند وتمامی آنها از بی حمایتی و تبعیض قانون نالانند...یکی از آنها میگوید چرا هیچ کس به دردها و بدبختی های ما گوش نکرد. کجا بود قاضی وقتی شوهرم مرا برای تأمین خرج اعتیادش شبی از خانه ام بیرون کرد؟ چه باید می کردم؟ با کدام قانون حمایت گر، نجات می یافتم؟ چرا قاضی به حرف هایم گوش نداد؟ دیگر خسته شده بودم. قانون هیچ حمایتی از من نکرد. خودم از حقم دفاع کردم. آره: کشتمش...من او را کشتم... !

+ نوشته شده توسط در و ساعت |

Paragraph
آماربازدید کنندگان پاراگراف paragraph Image and video hosting by TinyPic پاراگراف

-

انتخاب موزیک