تبليغاتX
پاراگراف

پاراگراف

نوشته‌های روزبه رادمنش دربارۀ ویرایش

نوروز و زبان فارسی

در وبلاگ آریا ادیب به دو مقالۀ مهم برخوردم که بخشی از آن‌ها را بازنشر می‌کنم.

1. احسان یارشاطر، در پاسخ به دکتر کاظم ابهری، به شیوۀ نگارش درست نوروز با الفبای لاتین اشاره می‌کند:

«نوروز یک کلمه است و نگارش آن نه فقط برای انگلیسی‌زبانان بلکه برای دیگر ملیّت‌ها در کشورهای اروپایی نیز، با رعایت قواعد آواشناسی و پس از "تأمّلات و ملاحظات بسیار" به صورت Nowruz توصیه گردیده است.»

2. کامران تلطف، استاد مطالعات خاور نزدیک در دانشگاه آریزونا، در مقالۀ خود «نام زبان فارسی در انگلیسی» به دلایلی اشاره می‌کند که نشان می‌دهند کاربرد Persian در زبان انگلیسی بهتر از کاربرد Farsi
است:

یکم: از نظر تاریخی کاربرد واژۀ فارسی (Farsi) در زبان انگلیسی اشتباه است. اشتباه است چون هیچ‌گاه غربی‌ها این واژه را به طور روزمره در امور فرهنگی و علمی به کار نبرده‌اند. تا پیش از انقلاب بهمن، این واژه بیش‌تر متعلق به دانش‌نامه‌ها و فرهنگ واژه‌ها بود، آن هم برای اینکه توضیح دهند نام بومی و محلی این زبان چیست.

دوم: کاربرد واژۀ فارسی هنگام سخن گفتن به زبان انگلیسی نقص هماهنگی با آن زبان و نیز تجاوزی است به صرف و نحو آن زبان. برای یک لحظه تصور کنید که کسی به فارسی به شما بگوید: «من انگلیش، فرنچ و پُولیش حرف می‌زنم.» این جمله هماهنگی نحوی زبان فارسی را به هم می‌زند چرا که ما خود برای این زبان‌ها در زبان فارسی نام‌های دیگری داریم. درستِ این جمله این است: «من انگلیسی، فرانسوی و لهستانی حرف می‌زنم.» یا اینکه یک انگلیسی‌زبان به انگلیسی به شما بگوید: «I went to Paris last year and there I learned Francais» (سال گذشته به پاریس رفتم و در آن جا فرانسوی یاد گرفتم). درست این است که این شخص بگوید French چرا که استفاده از جملۀ بالا به غیر از اشتباه زبانیِ آن کمی خودنمایی نیز القا می‌کند. همۀ این‌ها در گوش شنونده ناخوشایند هستند. به همین ترتیب نام زبان آلمان در خود این زبان دویچ (Deutsch) است ولی در انگلیسی بدان جرمن (German) می‌گویند؛ و یا ما در فارسی به زبان یونانی‌ها «یونانی» می‌گوییم، در حالی که در خود یونان آن را الینیکا (Elinika) و در انگلیسی گریگ (Greek) می‌نامند.

سوم: خود واژۀ Farsi در زبان انگلیسی یک واژۀ خوش صدا نیست. شنونده را به یاد واژه‌هایی از قبیل Farce و Farcical به معنای لودگی، نمایش مسخره، و کارهای مضحک می‌اندازد. در فرانسه کاربرد واژۀ Farsi به جای Persan حتی بد آواتر است و شنوندۀ فرانسوی را به یاد Farci stuffed و Farce joke می‌اندازد.

چهارم و از همه مهم‌تر اینکه در ضمیر آگاه یا ناخودآگاه یک انگلیسی‌زبان و یا یک غربی، به طور کلی، واژۀ پرژن (Persian) مرتبط با و یادآورندۀ بسیاری از جنبه‌های مثبت فرهنگی ماست. برای مثال هنگامی که آنان این واژه را می‌شنوند حتی اگر فوراً بدان فکر نکنند جایی در تهِ ذهنشان ته‌نشین‌هایی وجود دارد از قبیل: Persian Empire, Persian Mosques, Persian poetry, Persian mysticism, Persian miniature, Persian carpets, Persian cats, Persian pistachio, Persian caviar, Persian food, and Persian Gulf. شعر، ادبیات، مسجد، غذا، خاویار، گربه، مینیاتور، قالی، پسته و خلیج فارس مفاهیمی هستند که در این کشورها با نام زبان ما به عنوان یک صفت عجین گردیده‌اند.
 روزبه رادمنش  |  90/12/25   | 

نویسندۀ نامرئی

رومن پولانسکی در آخرین ساختۀ خود، The Ghost Writer، که اقتباسی است از رمان «روح» نوشتۀ رابرت هریس، داستانِ نویسنده‌ای را بیان می‌کند که استخدام می‌شود تا سر و سامانی به کتابِ زندگی‌نامۀ نخست‌وزیر سابق انگلستان بدهد. ترجمه‌های گوناگونی از عنوان این فیلم شده، مثلِ نویسندۀ روح، روح‌نگار، نویسندۀ ناشناس، نویسندۀ پشتِ پرده، کاتب و... . در یکی از زیرنویس‌های فارسیِ این فیلم، هنگام نقش بستن عنوان فیلم در صفحه، توضیحی آورده می‌شود: «Ghostwriter کسی است که کتابی را به جای کسی دیگر می‌نویسد. یعنی نویسندۀ کتاب اوست ولی در هنگام انتشار نام کسی دیگر به عنوان نویسنده درج می‌شود.» که به گمانم ترجمۀ بخشی از مدخلِ این اصطلاح در ویکیپدیا است.

عبدالحسین آذرنگ در مقالۀ «انواع ویرایش و ویراستاران» در کتاب بازاندیشی در مباحثی از نشر و ویرایش از ویرایش نامرئی نام می‌برد و در تعریف آن می‌آورد:
در ویرایش نامرئی، ویراستار معمولاً نویسندۀ خوش‌قلمی است که قلم خود را در خدمت گفته‌ها، شنیده‌ها یا نوشته‌های دیگری می‌گذارد و نامش هم پنهان می‌ماند. گاه ممکن است که این ویرایش به نویسندگی کامل تبدیل شود و اثر از آغاز تا پایان بر پایۀ فکر، پیشنهاد، طرح، یادداشت‌های خام  و پراکنده، گفتارهای ثبت یا ضبط شده نوشته شود. نیز ممکن است که ناشر از صاحب قلمی بخواهد که حتی برای مدتی با کسی زندگی کند، با روحیات او از نزدیک آشنا شود، از حالات، حرکات و سکناتش یادداشت بردارد، نامه‌ها و یادداشت‌های خصوصی او را بخواند، اشیای شخصی‌اش را بررسی کند و از زبان او و به نام او کتاب بنویسد.

شماری از آثاری که به نام هنرمندان بزرگ، سیاست‌مداران برجسته و اشخاص بلندآوازه نوشته شده، به شیوۀ ویرایش نامرئی فراهم آمده است. معمولاً هدف‌های اقتصادی ناشر در این‌گونه آثار اجازه نمی‌دهد که نام کسی که کتاب را به این ترتیب‌ها می‌نویسد برملا شود. ویرایش نامرئی، سوای این‌گونه جنبه‌ها از خلاقانه‌ترین شاخه‌های ویرایش بنیادی است. عنصر هنر و توانایی نویسندگی در این‌گونه از ویرایش بسیار بارز است. در ایران هم کتاب‌های بسیاری به کمک این شیوۀ ویرایش آماده و منتشر شده است.

این نوع ویرایش به زندگینامه‌نویسی محدود نمی‌شود. داستانهای بسیاری برای افزایش تعداد کتابهای نویسندهای معروف نوشته میشود که نوشتۀ خودِ نویسنده نیست اما به سبک او و به نام او منتشر میشود. وبلاگها و صفحات اینترنتیِ زیادی را طرفداران صاحب آن وبلاگ یا صفحه اداره میکنند. نامههای زیادی از طرف سیاستمداران و رهبران مذهبی فرستاده میشود که نوشتۀ خودشان نیست. مقالات علمی و پایاننامهها هم که جای خود را دارند.

در کشورهایی که در آنها آزادی بیان محدود است و لیستهای سیاهی از نویسندگان و هنرمندان وجود دارد، آنها مجبور میشوند آثار خود را زیر نام افرادی چاپ کنند که مورد تأیید حاکمان هستند. در ایران، افرادی یک شبه دکتر شدهاند و پایاننامه و کتابی منتشر کردهاند و حتی بعضی از آنها بر اساس همان کتاب در دانشگاه تدریس میکنند! دیوان شعری چاپ میشود که به هیچوجه نمیتوان باور کرد سرودۀ آن فرد باشد. سریال یا فیلمی ساخته میشود که فیلمنامۀ آن فراتر از سواد و توانایی نویسندۀ آن است و موارد زیاد دیگری از این دست.

این نوع ویراستاران گرچه اعتبار رسمی و شهرت به دست نمیآورند، دستمزد بسیار بالایی می‌گیرند. از مبالغ دستمزد در ایران بیاطلاعم اما اتحادیه نویسندگان کانادا دستمزدِ میانگین ۴۰/۰۰۰ دلار برای ۲۰۰ تا ۳۰۰ صفحه مقرر کرده که در مراحلِ گوناگون آماده شدن کتاب پرداخت میشود و نیویورک تایمز در سال ۲۰۰۱ مبلغِ دریافتیِ کسی که زندگینامۀ هیلاری کلینتون را نوشته حدود ۵۰۰/۰۰۰ دلار تخمین زده است.

 روزبه رادمنش  |  90/05/27   | 

در آغوش گرفتن واژگان

( ) کمان، پرانتز سابق

[ ] قلاب، کروشۀ سابق

{ } ابرو، آکولاد سابق

در انگلیسی به هر سه‏‌شان Bracket گفته می‌شود.

 روزبه رادمنش  |  90/05/25   |